تبليغاتX
خنیاگر باد

خنیاگر باد

یه وبلاگ نه چندان ژورنالیستی

 

فرض كنيد قراره طلوع خورشيد فردا صبح ، بشه تيتر يك اخبار تلوزيون دنيا.

داريم فرض ميكنيم و ميدونيد كه يكي از انواع فرض ، فرض محال است. حالا

 به تيتر اول خبرهاي دو شبكه توجه كنيد:

 

خبر اول اخبار صدا و سيماي جمهوري اسلامي:عليرغم كار شكني هاي امريكا و

 لابي صهيونيزم و با تلاش سربازان گمنام امام زمان، امروز خورشيد طلوع كرد.

حالا خبر اول راديو صداي امريكا:تلاشهاي تروريستي اسلامگرايان تندرو براي

دزديدن خورشيد بي نتيجه ماند.

 

حالا برگرديم به يه خبر كه با گوشهاي خودم از دو شبكه مذكور شنيدم!ماجراي

عدم صدور ويزا براي همراهان احمدي نژاد.

 

صدا و سيماي ايران مسئله‌ي عدم صدور ويزاي همراهان احمدي نژاد را كارشكني

 امريكاييان براي عدم پوشش خبري سفر رييس جمهور اعلام كرد.و صداي امريكا

در اين زمينه از قول مسئولان وزارت خارجه‌ي امريكا اعلام كرد:

از 150 نفر همراهان رييس جمهور ايران، ويزاي 125 نفر تاييد شده است و

تقاضاي ويزاي مابقي هيئت همراه رد نشده بلكه دير به وزارت خارجه تقديم

شده است بنابراين امكان صدور ويزا براي آنها وجود نداشته!!!!!!!

 

خوب تا اينجاي قضيه كاملا قبول. هر دو طرف منافع دولتهايشان را در نظر

 ميگيرند. كدام حق است و كدام باطل را هم خدا داند و بس!

 

اما نكته جالب توجه از نظر من، نوع پوشش اين خبر در بخش 20:30 بود. در اين

 بخش خبري مصاحبه اي با صفار هرندي، وزير ارشاد در مورد ماجراي ويزاها

صورت گرفت.خبر نگار در اين باره ازجناب وزير، سه سوال پرسيد،صرف نظر از

 پاسخ‌هاي مسئولانه‌ي جناب وزير، ميخواهم با اجازه از بزرگان،خودم به اين سوالات

 پاسخ دهم!

 

سوال اول در مورد اين بود كه در برابر اين سانسور ناجوانمردانه‌ي امريكاييان،چرا

 ما هيچ وقت از اين كارهاي بد بد نميكنيم!؟

جواب من بسيار كوتاه است.براي درك ملموس ماجرا به اين سايتها برويد:(البته بدون فیلتر شکن)

www.voanews.com/persian-www.radiofarda.com-www.radis.org

و ببينيد عمق تسامح ما را در مورد پوشش خبري امريكا و اسرائيل!

 

سوال دوم هم جالب بود،اين بود كه امريكا دست خبرنگاران خارجي را در پوست

 گردو ميگذارد!ونظارت بر كار آنها بسيار شديد است وآزادي آنها بسيار كم !

 ايران در اين زمينه چطور عمل ميكند!؟

اين بار هم پاسخم براي خبر نگار عزيز 20:30 بسيار كوتاه است تنها يك اسم...زهرا كاظمي....

 

و سوال آخر او اين بود:تكراري ترين سوالي كه از خبرنگاران شنيده‌ايد چه بوده؟

من كه ميگويم تا خبرنگار كه باشد!!!!!!!!!!

 

 

پينوشت:در پي درخواست‌هاي مكرر خوانندگان عزيز قالب بلاگم رو به همون

قبلیه برگردوندم

+ نوشته شده در  85/06/28ساعت 23:8  توسط خنیاگر باد  | 

اینجا نشسته ام ٬ تنها

 

پشت یک میز....یک میز با دو صندلی

 

صندلی روبرویم اما خالیست...

 

"منتظر كسي هستي؟" این را آرزوهایم میپرسند

 

و من جواب میدهد:کسی که نه اما شاید چیزی در ته مانده های احساسم

 

و روی میز کیکی شبیه قلب

 

اما کیک پیش از دمیدن  شمع ها بریده شده

 

 

و تعداد شمع ها ۸۶ تاست به تعداد روزهای جدایی

 

 

چشمانت را ببند و شمع ها را فوت کن

 

 

به آرزویت رسیدی.....تولدت مبارک

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/06/26ساعت 0:2  توسط خنیاگر باد  | 

یافتم ....یافتم...

بلاخره با یک تاخیر کوچک چند ده قرنه سرزمینی به نام برزیل را کشف کردم!!!!!!!!!!!

اینم چکیده ای از کشفیاتم!

اینجا برزیل است٬ سرزمین وسیعترین جنگل ها ٬ پرآبترین رودخانه ها ٬

عظیمترین آبشارها٬ با طبیعتی وحشیتر از تمام دنیا اینجا برزیل است سرزمین رنگها٬

رنگهایی نه فقط از جنس طبیعت که از جنس زندگی...(لید)

......اینجا برزیل است٬ سرزمین حکومت رنگها...سبز طبیعت٬ زرد طلا٬ آبی آسمان

و سفید صلح.

اینجا برزیل است سرزمینی که مسیح بر فراز آن به شما خوش آمد میگوید.(پایان بندی)

 

+ نوشته شده در  85/06/23ساعت 1:10  توسط خنیاگر باد  | 

این روزها در حال کشف یک سرزمین جدیدم که اسمش برزیل است

و شاید هم یک اسباب کشی!!!

+ نوشته شده در  85/06/20ساعت 0:20  توسط خنیاگر باد  |