تبليغاتX
خنیاگر باد

خنیاگر باد

یه وبلاگ نه چندان ژورنالیستی

پیش نوشت: انگار یک بازی جدید وبلاگی اختراع شده! البته بعد از گل کردن یلدا بازی می شد حدس زد که این رشته سر دراز دارد! هر چند به نظرم رشته بامزه ایه! این بار میرزا بنویس عزیز لطف کرد و دعوت!

وای حتی فکر آرزو کردن هم هیجان انگیزه! هیجان برآورده شدن یا نشدنش! ناف من یکی رو که با آرزو بریدند انگار! الان هم تمام مشکلم اینه که چطور تمام آرزوهامو توی ۵ مورد خلاصه کنم. خوب معلومه مثل همیشه میرم سراغ تقلب!!!

پیش آرزو:۱- آرزوهای زیر از طرف من برای تمام موجودات و در همه جای کائنات صورت پذیرفته است!(لطفا در این مکان بحث فلسفی ممنوع)

             ۲-در آرزوهای زیر منظور حد نهایت آن است!

آرزوها: ۱- سلامتی

          ۲-عقل

          ۳- ثروت

          ۴-عشق

          ۵-زیبایی

پی آرزو: ۱-لطفا اگر میخواهید صلح و آزادی را یاد آوری کنید به شماره ۲ آرزوها رجوع کنید.

            ۲-سایر پیشنهادات سازنده خود را به صورت کامنت منعکس کنید!

پی نوشت۱: دعوت شدگان پیشنهادی من: صنم در باغش!٬ امیر پیکس متواری!٬ مرضیه و پچ پچهاش!٬  الناز قجری٬ امین (هرچی فکر کردم صفتی به ذهنم نرسید!) ٬ا.امیرقلی سرخ آرمان!٬ تامیای عزیز٬  هر سه سخنگوی القاعده! و دغدغه داستان نویس و سایر عزیزانی که ما را در تهیه این پست یاری کردند!

پی نوشت ۲: ببخشید که انقدر پیش و پی نوشت داشت!

+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 0:31  توسط خنیاگر باد  | 

 اینجا آتشی روشن است!

آتشی بی نور و بی شعاع

این آتش خاموشی را نمیفهمد

و می سوزاند تنم را!

آخ تنم می سوزد و تمام نمی شود٬ نه تن و نه آتش

آتش این تنهایی خاموش نمی شود انگار...

آنکه انگار ستاره اویم به ماهش می نگرد و  به ستاره می گوید مراقب خودت باش!

و من هنوز می سوزم....

.

.

.

.

پ.ن: فردا روشهای بررسی ارتباطات را حذف خواهم کرد!

+ نوشته شده در  86/01/22ساعت 0:21  توسط خنیاگر باد  | 

نمی دانم چرا جدیداْ زیاد به یاد سریال دایی جان ناپلئون می افتم! احتمالا به خاطر همین ماجرای ملوانان انگلیسیست که عده ای میگویند به آبهای ایران تجاوز کرده اند و عده ای دیگر معتقدند در آبهای عراق مشغول گشت زنی بوده اند! خلاصه از قدیم الایام در این مملکت کار کار انگلیسها بوده است!!!

اما این وسط هیچ کس حواسش به آن کشتی هندیه نبوده که ظاهرا تفنگداران انگلیسی هم به او نظرات سویی داشته اند!!! به هر حال گویا انگلیسیها و ایرانیها هر دو غواصانی به آبهای نیلگون فرستاده اند٬ چرا که کشتی هندی در هاگیر واگیر نیروهای انگلیسی و ایرانی محموله مشکوکی را به ته دریا پرتاب نموده. حالا به یابنده پرتغالها به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا می گردد!!!

راستی بوش و مرکل از این تفنگداران به عنوان گروگان یاد کرده اند! اسیر هم نیستند چون اصلا جنگی اتفاق نیفتاده! وزارت خارجه ایران و انگلیس هم که بر ضرورت رفع بحران از طریق دیپلماتیک تاکید کرده اند...طبق قوانین بین المللی هم هیچ بلایی نمیتوانیم سر این ملوانان در بیاوریم جز اینکه بهشان چلوکباب بدهیم بخورند! حالا این وسط کسی میداند که چرا ایران آنها را آزاد نمیکند!؟ 

پی نوشت: چهارشنبه سوری٬ نوروز و سیزده به در همگی با کمی تاخیر مبارک!!!

+ نوشته شده در  86/01/15ساعت 1:24  توسط خنیاگر باد  |