تبليغاتX
خنیاگر باد

خنیاگر باد

یه وبلاگ نه چندان ژورنالیستی

 

صفحات تقویم را می شمارم

 

تا تعداد روزهای عاشقی را مرور کنم.

 

تا روز وداع را بیابم

 

به روز انقضای دیدارمان که می رسم

 

تقویم انگار تمام می شود....

 

 

 

 

در آینه ها به جستجوی همزبانم

 

دختری که در آینه نشسته به اندرز می گوید:

 

لبخند بزن؛ هرکدام راه خود را می روید

 

راه را برایش گل باران کن.

 

دختر نشسته در آینه چه می داند که بعد از وداع

 

تمام راهها تو را به یادم می آورد

 

اما تو را به من نمی رساند....

 

 

 

راهها و روزهایت گل باران

 

برای معنایی که به روزهایم می بخشی....

 

+ نوشته شده در  86/05/15ساعت 12:41  توسط خنیاگر باد  | 

آنکه میگوید دوستت میدارم

خنیاگر غمگینی است

که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد در نگاه توست

هزار قناری خاموش در گلوی من

عشق را ایکاش زبان سخن بود

....

* پ.ن: هیچی به ذهنم نمیاد برای نوشتن...فقط خواستم آپدیت کنم. برای مامانم دعا کنید...

+ نوشته شده در  86/05/04ساعت 18:56  توسط خنیاگر باد  |