برای صنم...
سرود باران تو را می خواند
به باغ کوچکت بیا.
نه آن باغ مخفی و بی رنگ
به باغ روشناییها بیا که در آن
جملگی سرایشت را می ستایند.
این باغ را تو بساز
تو، با آن دستهای کوچک و مهربان
این باغ٬ باغبانی به مهربانی آن دستها می خواهد...
یه وبلاگ نه چندان ژورنالیستی